همسایه سایه ات به سرم مستدام باد لطفت همیشه زخم مرا التیام داد
همسایه سایه ات به سرم مستدام باد لطفت همیشه زخم مرا التیام داد

همسایه سایه ات به سرم مستدام باد لطفت همیشه زخم مرا التیام داد

عکس شهیدان را می بینیم ،عکس شهیدان رفتارمی کنیم

بسمه تعالی

عکس شهیدان را می بینیم ،عکس شهیدان رفتارمی کنیم

خواهرم ای دخترایران زمین  یک نظر عکس شهدان را ببین

درخیابان چهره آرایش مکن  ازجوانان سلب آسایش مکن

خواهرمن این لباس تنگ چیست  پوشش چسبان رنگارنگ چیست

پوشش زهرا و زینب بهترین  برتوای محبوب خواهر آفرین

پیش نامحرم توطنازی مکن  بااصول شرع لجبازی مکن

یادت آید ازپیام کربلا  گاهگاهی شرمت آیدازخدا

درجوارش خویش رامهمان نما  باخداباش و دل را ده صفا

یادکن ازآتش روزمعاد  طره گیسو مده بر دست باد

موی خویش ازروسری بیرون مریز  باحجاب خویش ازپستی گریز

درامورخویش سرگردان مشو  نوعروس چشم نامردان مشو

خواهرمن قلب مهدی خسته است  زین گناهان قلب اوبشکسته است

خواهرم دیگرتوکودک نیستی  فاش می گویم عروسک نیستی

انجمن اسلامی کسبه کوی طلاب مشهد- جلسه رهروان شهدا

تایپ وتکثیر رضا بین 12و14 میثم تمار تلفن 2714395

رافت در آستان تو تفسیر می شود


رافت در آستان تو تفسیر می شود
دل با خیال حسن تو تسخیر می شود
صدها هزار نامه آلوده از گناه
با یک نگاه عفو تو تطهیر می شود
پیش از اجل به خانه چشمم قدم گذار
تعجیل کن ! فدات شوم ! دیر می شود
حتی سکوت در حرم تو عبادت است
اینجا نفس به یاد تو تکبیر می شود
اینجا اگر کبوتر دل آید از بهشت
اطراف گندم تو زمین گیر می شود
دیوانه می شود دل عاقل در این حرم
دیوانه ای که عاشق زنجیر می شود
صیاد را به نیم نگهت صید می کنی
آهو به یک ضمانت تو شیر می شود
( السلام علیک یا علی بن موسی الرضا (ع

شعررضوی

شعررضوی

مجاورم به حریم شماخدای حرم

که می پرَم چوکبوتربه هرکجای حرم

دورسته ازمژه گانِ مردمان چشمانم

به کف گرفته چوجارو درسرای حرم

رود غبارمقدس برویم ازسرشوق

رسدبه دیده من توتیای حرم

که قطعه ای زبهشت است خاک مشهدما

شمیم عِطرِولایت بُوَد وِلای حرم

شفای خویش طلب کنم که خوش بینم

که زائران همه خویشند درفضای حرم

کمینه بنده وکِهترمُرید درگاهم

دهیدرخصت من برای حرم

به زیرسایه چترشما مگربَرَهَم

من ازعقوبت دوسراخدای حرم

شعررضوی

شعررضوی

مجاورم به حریم شماخدای حرم

که می پرَم چوکبوتربه هرکجای حرم

دورسته ازمژه گانِ مردمان چشمانم

به کف گرفته چوجارو درسرای حرم

رود غبارمقدس برویم ازسرشوق

رسدبه دیده من توتیای حرم

که قطعه ای زبهشت است خاک مشهدما

شمیم عِطرِولایت بُوَد وِلای حرم

شفای خویش طلب کنم که خوش بینم

که زائران همه خویشند درفضای حرم

کمینه بنده وکِهترمُرید درگاهم

دهیدرخصت من برای حرم

به زیرسایه چترشما مگربَرَهَم

من ازعقوبت دوسراخدای حرم

گفتگوی پروردگاربابنده خود

گفتگوی پروردگاربابنده خود

بنده من: نمازشب بخوان وآن یازده رکعت است

بنده:خدایامنخسته ام نمی توانم نیمه شب یازده رکعت بخوانم

بنده من:دورکعت نماز شفع و یک رکعت نمازوتربخوان

بنده:خدایاخسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدارشوم

بنده من:قبل ازخواب این سه رکعت رابخوان

بنده:خدایاسه رکعت زیاد است

بنده من:فقط یک رکعت نمازوتربخوان

بنده:خدایاامروزخیلی خسته شده ام آیا راه دیگری ندارد؟

بنده من:قبل ازخواب وضوبگیر روبه آسمان کن وبگو یاالله

بنده:خدایا من دررختخواب هستم اگربیدارشوم خواب زده میشوم

بنده من:همانجاکه دراز کشیده ای تیمم کن وبگویاالله

بنده:خدایاهواسرداست نمی توانم دستانم را اززیرپتوبیرون بیاورم

بنده من:دردلت بگویاالله مابرایت نمازشب حساب می کنیم

بنده اعتنایی نمی کن ومی خوابد

خداوند می فرماید: ملائکه من ببینیدمن اینقدر آسان گرفته ام

اما بنده من هنوزخواب است

چیزی به اذان نمانده است اورابیدارکنیددلم برایش تنگ شده است

بنده من امشب بامن حرف نزده

خداوندا دومرتبه اورابیدارکردیم

اما بازهم خوابید

ملائکه من درگوشش بگویید پروردگارت منتظرتوست

پروردگارا بازهم بیدارنمی شود

اذان صبح رامی گویند

هنگام طلوع آفتاب است

خورشیدازمشرق سربرمی آورد

خداوندرویش را ازبنده خویش برمی گرداند

به ملائکه می گوید:آیا حق ندارم بااین بنده قهرکنم